او
تنها
در جزیره رها شده بود.
گرسنه اش شد؛
تحلیل های شخصیت شناسانه و روان شناسانه و جامعه شناسانه و باقی مسایل اش را نمی دانم؛ اما از نوشتن پیرامون دو موضوع می ترسم:
1. اسلام
2. فمینیسم
پ ن: این پست خودش آخر شجاعت نبود؟!
فکر می کنم مظلوم واقع شدن است که از ظلم کردن باز می دارد. خودم غالباً موقعی از ارتکاب ظلمی دست می کشم که یاد مظلومیت خودم در جای دیگر می افتم. کسی که تا به حال بر او ظلمی نرفته، بعید به نظر می رسد که مظلومیت را بفهمد، پس ظلم می کند. شاید ظالم بودن بعضی پادشاهان هم ریشه در همین داشته باشد. هر چه کمتر مظلوم واقع شوی ظالم بودنت دامنه دار تر شده! خوشحالم از مواقعی که ظلمی بر من رفته؛ شاید کمتر ظلم کنم.
- همه چش ِ دوس پسراشونو می گیرن که چششون به دختر خوشگلا نیفته، ما رو ببین گیر کی افتادیم.
- ببین، تو حق نداری به اون بگی چراغ نفتی.