تبليغاتX
ImageHost.org یادداشت‌های کریم

خندهی شکرین و لبِ عسلی و اینها حرف است؛ قند بودید. میشد تا کمر بُردتان توی چای و بیرون آورد و گرفتتان به لب و چند ثانیه بعد با مبالغی چای خوردتان. همین الآن آیینه را نگاه کنید. آفتاب آمد دلیل آفتاب. این خنده است؟ خندهی شکرین است؟ این که از لبهاتان میچکد، عسل است؟ باشد، ما عسل هم نمیدانیم چیست. شما خندهتان طوریاش نیست؛ نبود هم. لبهاتان هم کارهای نبودند. شما خودِ قند بودید.

به کامِ مایِ بینوا، تلخ و زهرآگین نشستید که نشستید؛ کتمان حقیقت که جایز نیست. این را هر اسبی میفهمد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/08/25ساعت 10:54  توسط کریم  | 

آقا حال ندارم خیلی طولانی بنویسم، هرچند دل پُری دارم و حرفْ زیاد می‌شود زد. پُستِ معمولی که تا همین چند روز پیش 50 تومان میاُفتاد برایمان، شده 260 تومان. یعنی 210 تومان، یکشَبه... و البته 3 درصد مالیات هم روی 260 تومان حساب میشود. سرتان را درد نیاورم. پست یکشبه 420% قیمتاش را افزایش داد و ما که کل هزینه پستمان در ماه، 4400 میشد، حالا شده 22750. باید به یکی میگفتم. مرسی که گوش کردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/21ساعت 8:37  توسط کریم  | 

من همین الآن فهمیدم!

دلیل اساسیِ اینکه نمیتوانم موقع فکر کردن تمرکز کنم و فکرم را جمع کنم، یا وسط فکر کردن یا حرف زدن ناگهان تمرکزم را از دست میدهم و نمیتوانم ادامه دهم، این است که تلاش میکنم فرایند فکر کردنم را کشف کنم. تا به این فکر میافتم، فکر اصلی از دستم خارج میشود.

هرچند دال بر خنگیِ مفرط من است این معنا، از کشفِ الآنم بیاندازه خوشحالم!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/12ساعت 17:43  توسط کریم  | 

همانقدر که سوالاتی مثل «فلانی چی کار میکنه؟ درسش تموم شد؟ ازدواج نکرده؟» در مورد دوستی که مدتیست ندیدهای این روزها عادی شده، سوالاتی مثل «فلانی چی شد؟ زندهست؟ هنوز سرِ پاست؟» روزی عادی خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 9:10  توسط کریم  |