1.
شایعه در مقام تولید، شیوع و پذیرش به چه عواملی وابسته است؟
به نظر
من مهمترین عاملِ اینهرسه، عدمِ شفافیت است. جایی که خبر نیست یا مرجع رسمی و
معتبر خبر نیست یا اعتماد به خبر نیست یا توثق اخبار به هر دلیل با خدشههایی
مواجه است، شایعه هم بیشتر تولید میشود، هم بیشتر پخش میشود و هم راحتتر مورد
پذیرش قرار میگیرد.
2. چه کسانی از پراکنده شدن شایعه متضرر میشوند؟
با فرضِ
اینکه شایعه معمولاً چیز خوبی نیست (یعنی کمتر در مورد موارد خوب شایعه مطرح میشود)،
من فکر میکنم کسانی که شایعه در مورد آنها گفته میشود بیش از همه متضرر میشوند
در شایعهها.
3. شایعه غالباً در مورد چه چیزها و چه کسانی ساخته میشود؟
تصور
میکنم در مورد آن چیزهایی که مردم (منظور از مردم، شایعهپراکنان اعم از سازندگان
و توسعهدهندگانِ خودآگاه و ناخودآگاه است.) آن را خـوش ندارند شایعه ساخته میشود؛
خواه این «خـوش نداشتن» منطقی باشد یا غیرمنطقی. مثلاً عموم مردم اگر حتی حسادت
بورزند به کسی، این وسط چیزی را خـوشندارند و این کافی است که آن کس سوژهای باشد
برای یک شایعه. یا مردم اگر فرضاً از بینمازی بیزار باشند، این کافی است که حتی
در مورد خصلت دیگری از فردِ بینماز شایعهای ساختـه و پـخش و پـذیـرفته شود! مثال از
این دست زیـاد میشود زد.
خدا نکند کسی که موجبات عدم شفافیت را فراهم آورده همان کسی باشد که مردم خصیصهای از او را خوش ندارند. (یا حتی «خدا نکند عدم شفافیت آن چیزی باشد که مردم آن را خوش ندارند!») آن وقت آن کس که از شایعه متضرر میشود، دو چندان میسوزد. تو انگاری هیزم جمع میکند برای نعش در حال سوختنِ خودش!
پ ن: میشود مگر؟!